سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
حوزه مجازی مهندس طلبه
[ و شنید که مردى مى‏گوید « إنّا لِلَّهِ وَ إنّا إلَیْهِ راجِعُونَ » فرمود : ] گفته ما « ما از آن خداییم » اقرار ما است به بندگى و گفته ما که « به سوى او باز مى‏گردیم » اقرار است به تباهى و ناپایندگى . [نهج البلاغه]
3    4

انتظار و مهدویت (دوشنبه 87/1/26 :: ساعت 8:45 عصر )

 

       مفهوم انتظار

انتظار در لغت به معناى چشم داشت وچشم به راه بودن ونوعى امید به آینده داشتن است.
نتیجه اى که از معناى لغوى انتظاربه دست می آید این است که کسى که عمل زشت و ناهنجارى انجام داده، منتظرکیفر آن است، وکسى که بذرى را در زمین پاشیده منتظر است که محصولش از زمین سربرآورد و سرسبز شود وکسى که کار خیر و شایسته اى انجام داده، منتظر است تا روزى فرا رسد واو پاداش کار خیرش را دریافت کند.                                                                                     و اما انتظاردر اسلام- به ویژه مذهب تشیع- عبارت از ایمان استوار بر امامت و ولایت حضرت ولی عصر(ع) وامید به ظهور مبارک آن واپسین حجت الهى، و آغاز حکومت صالحان است.
انتظار فرج در اسلام، در واقع نوعى آمادگى است آمادگى براى پاک شدن، پاک زیستن , آماد گى براى حرکتى مستمر و دائم، توأم با خودسازى ودگرسازى و زمینه سازى . و سرانجام آمادگى براى تهیه قوا براى شرکت در نهضت عظیم حضرت مهدى(ع) که آغاز آن، ظهور حضرت وپایان آن، شکست تاریکى ها وظلم ها و نتیجه آن، برپایى حکومت عدل الهى ونهضت سبز مهدوى است.
مسلمانان بر اساس وعده هاى صریحى که قرآن کریم بدان ها داده است، عقیده دارندکه طبق قانون خلقت وسنت آفرینش، تاریخ بر مبناى سنت هاى الهى ووعده هاى خدایى به پیش می رود، و اگر چند روزى دنیا به نفع ستمگران تمام شده، ولى سرانجام حکومت مطلق جهان به دست صالحان وحق پرستان خواهد افتاد وعدالت وامنیت بر اساس قانون خدا در سرتاسر جهان برقرار خواهد شد.
از آیات متعدد قرآن توبه، 32 و 33- نور، 55- غافر، 1 5- انبیاء، 5 0 1 و106- قصص، 4- سجده، 28 و 29- صافات، 171 و 173- حج، 41 به خوبى استفاده می شودکه جهان روزى را در پیش داردکه حکومت مطلق دنیا به دست پاکان و صالحان خواهد افتاد و روزى راکه مسلمانان انتظار می کشند، همان روز قیام حضرت مهدى (ع) است. دلیل این انتظار، همان نویدهاى صریح قرآن کریم وروایات معتبرى است که مسأله ظهور حضرت مهدى (ع) و امید به آینده را به عنوان وعده تخلف ناپذیر الهى مطرح کرده اند. انتظار داراى دو بعد فکرى یا اعتقادى، وبعد عملى یا اجتماعى است ومعرفت وانتظار فرج است که منتظر را در خیمه گاه امام عصر(ع) آماده به خدمت حفظ می کند. (1)
و اما انتظار اعتقادی معرفت امام، شرط صحت انتظار است. فضیل بن یسار از امام صادق (ع) درباره آیا (یوم ندعوا کل اناس بإمامهم، )(2) روزى که هر مردمی را با امامشان می خوانیم، پرسید.
حضرت چنین فرمود: اى فضیل آمام خود را بشناس، زیرا اگر معرفت امام خود را داشته باشى، جلو افتادن یا به تأخیر افتادن این امر زیانى به تو نمی رساند(3).
انتظار اجتماعی: همان انتظار در مقام عمل است . محصول انتظار اعتقادی انتظار عملی است.
برخوردارى از رحمت الهى، شامل حال منتظرانى است که در جهت اجراى اوامر الهى از هیچ کوششى دریغ نمى ورزند و همواره تلاش می کنند وظایف اعتقادى خود را بشناسند و با تمام توان شان در جهت تحقق آن ها کوشش نمایند .
وامَا از جمله وظایف عملکردى منتظران، دعا براى تعجیل فرج، حفظ تقوى، تسلیم محض به امام وزم.

منتظران حقیقی

 اخلاق از ویژگى هاى منتظران حقیقى شمرده شده است.   در روایات، استقامت در دین، پارسایى و تخلق به مکارم.
پیامبرگرامى اسلام (ص) در تجلیل از مقام شامخ منتظران حقیقى خطاب به صحابه فرمود: شما اصحاب من هستید، لیکن برادران من مردمى هستندکه در آخرالزمان مى آیند.
آن گاه در مقام توصیف اوج مجاهدت و تدین ایشان مى فرماید: هر یک از ایشان، بیش از کسى که بر زجر پوست کندنِ درختِ خار با دست خالى در شبِ تاریک یا نگهدارىِ آتش سوزانِ چوبِ درختِ تاغ درکفِ دست صبر مى کند، در دیندارى خود استقامت مى ورزد. به راستى که آنان چراغ هاى هدایت در شب هاى ظلمانى هستند.(4 )
امام جعفر صادق (ع) نیز فرمود: هرکس بخواهد در شمار منتظران حقیقى آن عدلِ منتظَر باشد، باید پ

ارسایى پیشه کند و متخلَق به مکارم اخلاق گردد. (5)

مهدویت

مصدر جعلى مهدى، به معناى مهدى بودن است.در اصطلاح، اعتقاد به ظهور مهدى (ع) را گویندکه از جمله معتقدات اصولى مذهب شیعه اثنى عشرى است و همان پدید آمدن حکومت عدل جهانى است. این موضوع در اسلام به قدرى مسلم است که درباره آن کتاب هایى تألیف شده است که تاریخ نگارش بعضى از سالها پیش از تولد حضرت مهدى (ع) بوده.                                             

اثبات مهدویت

   ما معتقدیم که سرانجام،اداره امور جهان در قبضه باکفایت صالح ترین افراد بشر قرار خواهد گرفت واو جهان رااز تاریکى، فقر، جهل وظلم رهایى مى بخشد، و حکومت واحد جهانى را براساس مساوات وعدالت استوار مى سازد . علیرغم اتفاق نظر دراصل مصلح ومنجى ، لیکن در مصداق وتطبیق آن اختلاف دارند. روایات نقل شده در باره حضرت مهدى(ع) وبحث از نواب خاص آن حضرت که در طول هفتاد سال، واسطه میان شیعیان وحضرت بوده اند. این اعتقاد رااز محدوده ذهن به دنیاى واقعیات می آورد یعنی او یک حقیقت فرضى و خیالى نیست بلکه یک موجود واقعی است. بنابراین موضوع مهدى، نه اندیشه چشم به راه نشستن کسی است که باید زاده شود و نه پیشگویی است که باید درانتظار مصداقش ماند. بلکه واقعیت استوار وفرد مشخصی است که در میان ما زندگى می کند، ما را مى بیند وما نیزاو را مى بینیم و دراندوه و شادى هامان شریک است.احادیث و نیزتاریخ غیبت صغرى،این باور را در جان ما زنده می کندکه مصداق آن مصلح و مهدى منتظر، کسى جز محمد امام دوازدهم شیعیان وپسرامام حسن عسکرى(ع) نیست که وجودش به تجربه تاریخى ثابت شده است.
آیت الله محمد باقر صدر رحمه الله می نویسد:اعتقاد به مهدى(ع) به عنوان یک قائد منتظرکه جهان را به یک صورت برتر متحول مى سازد،ازاخبار پیامبراکرم(ص) عموماً وازاحادیث ائمه اهل البیت(ع) خصوصاً سرچشمه گرفته است، و در نصوص بسیارى مورد تأیید وتاکید واقع شده، به طورى که اصلأ مطلب قابل تردید نیست. در مجموع اخبار واحادیثى که در موردامامت مهدى(ع) و غیبت وظهور واصلاح آینده جهان و خصوصیات شخصی اواز طریق سنى وشیعه وارد شده است، تمام آن ها نزدیک به شش هزار حدیث است و در مورد هیچ یک از موضوعات مسلم و غیر قابل تردیداسلامى،این اندازه حدیث و روایت وارد نشده است. (7)
گذشته از قطعى بودن موضوع مهدى موعود (ع)از دیدگاه مدارک متقن اسلامى،اختصاص داشت شخصیت والا به امام دوازدهم شیعه، وپسرامام حسن عسکرى(ع)، دلایل محکم وروشنى داردکه تمام آن دلایل را ممکن است در دو دلیل خلاصه کنیم:
1. دلیل اسلامی: مهدى(ع) در صدها روایتى که از پیغمبراکرم(ص) وازائمه(ع) نقل شده، متمثَل است. روایاتى که مهدى(ع) را به اهل بیت(ع)، نواده فاطمه(ع)، ذریة حسین(ع)، وفرزند نهم آن حضرت نسبت داده است، ونیزآن سلسله ازاحادیثى که دلالت می کنندکه جانشینان پیامبر(ص) دوازده نفرند، تمام ا ین احادیث،آن فکر و عقیده عمومى مهدى(ع) را محدود می کنند وآن موضوع فکرى کلى را درامام دوازدهم ازائمه(ع) مشخص مى سازند این حدیث نبوى شریف به این مضمون که امامان پس از من یا خلفاء بعداز من، دوازده نفرند با عبارات مختلف در بیش از دویست وهفتاد روایت از رسول اکرم(ص) نقل شده، که در حدیث سنى وشیعه مانند: صحیح بخارى، صحیع مسلم، صحح ترمذى وسنن ابن داود ومسنداحمد حنبل ومستدرک الصحیحین حاکم نیشابورى نقل شده است . در حالى که بخارى در زمان امام جواد وامام هادى وامام عسکرى(ع) مى زیسته وکتاب صحیح بخارى را درآن زمان نوشته است که هنوزامامان به دوازده نرسیده بود.این خود دلالت می کندکه این حدیث پیش از آن که فکر و عقیده دوازده امامى در مغزها تکمیل شود،از رسول اکرم(ص) صادر شده است وجاى تردید درآین احادیث باقى نمى ماند .ایمان و عقیده شیعه دوازده امامى که می گوید: جانشینان پیامبر(ص)از على(ع) شروع شده وبه مهدى(ع) ختم مى شود، قابل تطبیق بااحادیث شریف نبوى است. 

                                                             بهترین اعمال دوره انتظار

 

  یکى از مهم ترین ابعاد فعالیت هاى امام یازدهم (ع) آماده سازى جامعه شیعه براى غیبت آخرین حجت حق، حضرت بقیة الله الاعظم (ع) است .

این جهت، از زمان امام هادى (ع) به طور عملى شروع گردید. زیرا قسمت زیادى از عمر امام هادى وعسکرى (ع) در زندان وتحت مراقبت مى گذشت وارتباط وملاقات مسلمین وشیعیان با آن بزرگواران میسر نبود . واین خود شاید لطفى باطنى از جانب حق بود که شیعیان ومسلمانان به تدریج با غیبت حجت خدا وندیدن او انس بگیرند ویک باره دراثرغیبت کلى امام وحشت نکنند ودین خود را حفظ نمایند .

قسمت مهمى از این امر را امام (ع) با احادیث و فرمایش ها و نامه هاى خود محقق مى فرمود. ازآن جا که بیان تفصیلى این مطلب مجال وسیعى مى خواهد در این جا به ذکر یک نامه از حضرت عسکرى (ع) دراین زمینه اکتفا مى کنیم. این نامه را حضرت به ابوالحسن على بن الحسین بن بابویه قمى مرقوم فرمودند:

بر تو باد به صبر وانتظار فرج، چرا که پیامبر خدا(ص) فرمود: برترین اعمال امت من انتظار فرج است. پیوسته شیعیان ما در غم و اندوه خواهند بود تا فرزندم (مهدى) ظاهر شود. همو که پیامبر خدا وعده فرموده که زمین را پرازعدل و داد خواهد کرد، همانگونه که پر از ظلم و جور شده باشد.

اى شیخ بزرگوار من خود صبرکن وتمام شیعیان مرا نیز امر به صبر در برابر سختى ها، مبارزات، شهادت ها و سایر مشکلات در راه خدا بنما چرا که زمین از آن خداست و حکومت آن را به بندگانى که خود بخواهد، خواهد داد وعاقبت از آن تقوى پیشگان است. سلام بر تو وهمه شیعیان باد...

این پیام امام یازدهم حضرت عسکرى (ع) به همه ماست: صبر وانتظار فرج صبر در مقابل ناملایمات وسختى هاى دوران غیبت و ا نتظار فرج امام عصر(ع)(11)

 پی نوشتها:

 1-الانوارج52ص126

2-سوره اسراء71

کافی ج1ص271 -3

4-بحارالانوارج52ص124

5- بحارالانوارج52ص14

6-بحث حول المهدیمحمد باقر صدرص63-72

7- بحث حول المهدیمحمد باقرصدرص63-72

8-ظهور مهدی از دیدگاهاسلام مذاهب وملل جهان هاشمی شهیدی ص52

9-عصر ظهور علی کورانی ص391

10-آخرین امید داوود الهامی 

11-نشریه موعود شماره 20 ص14


¤ نویسنده: زینب حسنی


اتحاد ملی وانسجام اسلامی (دوشنبه 87/1/26 :: ساعت 6:7 عصر )

 

                                                     

 چکیده:
در این مقاله سعی شده است ضمن ریشه یابی کلیدی واژگان عنوان، موضوع اتحاد و انسجام با توجه به کلام وحی، سنت، عقل و بیانات بزرگان و در رأس آن معمار بزرگ انقلاب حضرت امام خمینی (ره) مورد بررسی و کنکاش قرار گیرد. و از هرگونه برداشت شخصی، جناحی و حزبی و مصادره کردن این عنوان بزرگ جلوگیری شود.
در این مقاله راز اتحاد داخلی و ارائه الگو برای کشور‌های مسلمان بیان شده است. دعب نگارنده آن است که حتی الامکان غیر مستقیم به این موضوع بپردازد که در جاهایی لاجرم با صراحت اصول و مبانی نیز بیان شده است.

مقدمه:
اتحاد داخلی و بین‌المللی یک ضرورت اجتناب ناپذیر برای هر ملتی است. ملت پویا ملتی است که در جای خود از تنش و مناقشات بهره می‌برد و به موقع از هر گونه اختلاف و تفرقه دوری می‌جوید. نه یک دستی، سکوت و رکود دارد و نه اغتشاش و درگیری و جدل. زیرا هر دو مایه افول ملت‌هاست.
افراد، گروه‌ها، صنوف و... هر کدام برای تعالی درون گروهی خود باید فریاد برآورند و از همه ظرفیتهای قانونی و شرعی برای ترقی و توسعه خود استفاده کنند. اما به هنگام خطر و تهدید امنیت یا منافع ملی از خواسته خود بصورت مقطعی، کوتاه آمده و به فکر دفع افسد باشد.
«تخم وفاق را تو در این بوستان بکار – میخ نفق را تو در این زمین بکن» (ادیب الممالک فراهانی)

اینکه در کجا باید فریاد زد و در کجا سکوت، در کجا باید عاقلانه و بر مبنای استدلال پیش رفت ودر کجا به مصلحت توجه کرد و... به شناخت اصول و ظرائفی محتاج است که در این مقال در صدد تبیین آن می‌باشیم.
امید است خواننده محترم ( از هر جناح و فکر و سلیقه‌ای که باشد ) با دقت و تأمل در اصول ذیل الذکر به کلمه تنومند «وحدت» چنگ زده و با ایثار و شهامت، جلوی خود کامگی و فرصت طلبی را بگیرد.

الف: واکاوی مفردات:
واکاوی مفردات عنوان این مقاله که توسط رهبر بزرگوار انقلاب برای سال جاری نام گذاری شده است از بار معنایی برخوردار است و تا ریشه آن بررسی نشود نمی‌توان به عمق آن پی برد.

1- مبانی:
«جمع مبنی به معنی: ریشه، پایه و بنیان یک چیز است» (1) که در این مقال به کنه و ریشه این اتحاد و انسجام خواهیم پرداخت.

2- اتحاد:
«آنچه مرکب از دو چیز یا بیشتر و با نسبت‌های معین باشد. به طوری که چیز سومی از آنها به وجود آید که با اجزای خود تفاوت کامل داشته باشد. مثل آب. که مرکب از اکسیژن و هیدروژن است». (2)
ریشه این فعل «وحد» است که به باب «افتعال» برده شده است. این باب برای مطاوعه می‌باشد. مطاوعه یعنی قبول کردن آن فعل و ممتنع نشدن. و برای آن در علم «صَرف» مثال می‌آورند مثل: «کسرت الکوز فانکسر» یعنی: من کوزه را شکستم و آن هم قبول شکستن کرد.
فعل «وحدت» وقتی در این باب آورده می‌شود به این معنی میشود که: اتحاد مبتنی بر اصولی خواهد بود و هر گاه ضرورت آن احساس شد می‌بایست به آن عمل کرد و نباید خواسته‌های شخصی، سلیقه ای، حزبی و گروهی را بر آن مقدم داشت.

3- ملی:
کلمه «ملت» که جمع آن «ملل» می‌شود به معنی: «پیروان یک دین، مردم یک کشور که از یک نژاد و تابع یک دولت باشند». (3)
ملت در واقع یک واحد بزرگ انسانی است که عواملی چون: فرهنگ، دین، جغرافیا، نژاد، قومیت و... میتواند عامل پیوند آن باشد.
چنانچه در تعریف ملت نیز گفته‌اند: «ملت یک روان است، یک اصل روحانی. دو چیز، که در واقع یک چیزند،... یکی؛ داشتن میراث مشترک غنی از خاطره‌ها و دیگر، سازش واقعی، میل به زیست با یکدیگر و خواستِ تکیه کردن کامل به میراث مشترک». (4)
پس ملت تجمع یک گروهی است که با اهداف خاصی و در چارچوبی تعریف شده علاوه بر حل کردن نیازات ابتدایی خود، در صدد توسعه فرهنگ، اقتصاد و سیاست خود نیز می‌باشند. بنابراین با توجه به تعریفی که در فرهنگ «عمید» آمده است ( تابع یک دولت...) می‌رساند که برای رسیدن به اهداف خود باید سازماندهی شده و با برنامه منظم، به حرکت رو به رشد خود ادامه دهند.

4- انسجام:
انسجام از ماده«سجم» به معنی: «منظم و منسجم شدن کلام» می‌باشد. (5) و نیز در فرهنگ لغت فارسی به معنی: «روان شدن، منظم شدن و با هم جور شدن، روان بودن کلام و عاری بودن آن از تقعید و تکلف» آمده است. (6)

5- اسلامی:
ریشه آن «سلِم یسلَم» که به معنی: «سالم و بی عیب و آفت» می‌باشد. (7) که «اسلام» از باب افعال به معنی «تسلیم بی قید و شرط» می‌باشد. (8) که همزه این باب معنی کثرت می‌دهد. و این همان معنایی است که «المنجد» برای آن گفته است. به عبارتی: تسلیم بی قید و شرط شدن یعنی کثرت سلامت و زدودن آفت. البته این همزه می‌تواند معنی «یافتن» هم داشته باشد. یعنی در اسلام می‌توان سلامتی روح و روان را پیدا کرد تا از آفت‌ها و بلاها در امان بود.
اما «یا» اضافه بر کلمه «اسلام»، «یاء» نسبت است. و به معنی هر آنچه که مطابق دین حنیف اسلام است.

تعریف عنوان مقاله:
با توجه به همه توضیحاتی که در مفردات این عنوان آمد، این عنوان را میشود چنین معنا کرد:
یافتن ریشه‌های وحدت بر پایه توجه به هر آنچه یک ملت و یا ملتهای مختلف را دور هم جمع می‌آورد و احترام به آن و نظم بخشیدن عقلایی به این علقه‌های اتحاد و ارتباط برای رسیدن به سلامت و زدودن آفت‌های اجتماعی بر پایه براهین بی بدیل وحی که نمودِ آن دین حنیف اسلام متجلی شده است و عدم مخالفتهای شخصی و سلیقگی با آن.
«مؤمنان معدود، لیک ایمان یکی – جسمشان معدود، لیکن جان یکی
جان حیوانی ندارد اتحاد – تو مجو این اتحاد از روح باد» ( مولوی، مثنوی معنوی، دفتر چهارم)

ب: مبانی اتحاد و انسجام از منظر عقل:
شکی نیست که هر انسان سلیم النفسی بر اتحاد و انسجام هر چه بیشتر تأکید دارد. هر فرد و جامعه‌ای در صدد رشد و توسعه همه جانبه است. می‌خواهد در همه امور اعم از معنویت و مادیت ترقی کند و این ممکن نمی‌شود مگر با ارتباطات سالم و بر اساس منافع ملی.
در واقع همه سعی دارند از دانش، تکنولوژی و داشته‌های دیگران استفاده کنند بدون آنکه متحمل خسارت قابل توجه‌ای بشوند.
روایتی از حضرت امیر(ع) هست که می‌فرماید: «الاسلام هو التسلیم، والتسلیم هو الیقین، والیقین هو التصدیق، والتصدیق هو الاقرار، والاقرار هو الاداء، والاداء هو العمل». (9)

در اینجا مفهوم تسلیم جز یقین نمی‌باشد. و یقین زائیده عقل است نه احساس و عاطفه. پس اتحاد و انسجامی مد نظر است که بر پایه‌های عقلانیت و استدلالات قرآن و دین اسلام استوار باشد. این تسلیم، تسلیم جاهلانه و کورکورانه نیست. و بی شک نمی‌توانیم راههای اتحاد و انسجام را کورکورانه طی کنیم.
وقتی درک درستی از دین و مؤلفه‌های آن داشتیم و عقل سلیم آنرا تأیید کرد، نتیجه آن یک عمل مناسب خواهد بود که آن عمل مناسب زیر بنای هر گونه ارتباط و رشد و تعالی است.
در واقع اهمیت توجه به جمع و دوری از فرد گرایی و تک محوری و توجه به آداب و سنن صحیح و عبرت آموز و تأمل و تدبر در آن، آموزه دین اسلام می‌باشد که عقل سالم را بارور می‌کند. و همچنین در سنت پیامبر (ص) و ائمه هدی(ع) نمونه‌های بارز صلح، قهر، سکوت، فریاد، جنگ و... را می‌یابیم که همه آن برای اتحاد بین مسلمانان و انسجام هر چه بیشتر آنان بوده است. به عبارتی: صلح امام حسن(ع) برای حفظ دین و انسجام مسلمانان همان مقدار قابل اهمیت است که قیام حضرت ابا عبدا...(ع) دارای اهمیت است و...

اینکه محور‌های مختلف در سیره معصومین (ع) را کجا به موقع استفاده کنیم، نیازمند شناخت، درک شرائط زمان و مکان و ظرافت‌های لازم است. که خدای ناکرده در ارتباطاتمان به جای جنگ صلح نکنیم و به جای فریاد، سکوت. و...
این نوشتار بر آن است تا با ارائه اصول و کلیاتی در این زمینه، مسیر شناخت را هموارتر کند که در بخش آینده به واکاوی این اصول در کلام وحی و سیره معصومین (ع) خواهیم پرداخت:

د: مبانی اتحاد از نگاه بنیانگذار انقلاب اسلامی:
بنیانگذار انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (ره) از شروع مبارزاتش بیش از 2هزار بار از وحدت کلمه صحبت به میان آوردند. اینجانب به قدر همت خود در کلام نورانی اش تفحص کرده و گزیده‌ای از آن تفحص را خدمت دوست داران اسلام و انقلاب عرضه می‌دارم:

1- هدف از وحدت:
در این وحدت باید مبانی اسلام مورد توجه باشد. زیرا در اسلام همه چیز وجود دارد و ایشان فرموده است:
«هدف،اسلام است. استقلال مملکت است، طرد عمال اسرائیل است، اتحاد با کشورهای اسلامی است...» (22)
در واقع با وحدت می‌توان به سه نتیجه رسید. یکی تعالی اسلام. دوم: استقلال مملکت. چون با تلاش و خرد جمعی و شکوفایی آن می‌توان ریشه‌های وابستگی را قطع کرد... سوم: طرد و جلوگیری از تجاوز دشمنان. چهارم: ارتباط مؤثر با دیگر کشورهای اسلامی و ارائه یک الگوی مناسب از حکومت دینی.
امام بزرگوار در جهت تأکید بر مسئله وحدت فرمود: «حفظ وحدت کلمه و مقابله با مشکلات ناشی از دخالت اجانب یک تکلیف شرعی است». (24)

2- راه‌های وحدت:
در کلام امام بزرگوار علاوه بر توصیه به وحدت راهکارهایی نیز ارائه شده است که می‌بایست با دقت به آن توجه کرد و شیوه‌های اجرایی آن را مورد بررسی قرار داد. از جمله:
3-2 وحدت بین علما و مراجع:
اگر چه فرض وجود اختلاف عمده بین علما و مراجع کم اتفاق می‌افتد ولی همان مقدار کمش نیز برای ما زیاد است. امام(ره) در سال1342 که شاید بعضی از علما خیلی ملتفت جریان انقلاب نبودند، آنها را به حفظ وحدت با مراجع توصیه می‌کند.و می‌فرماید: «امید است با وحدت کلمه علمای اسلام و مراجع... از حریم اسلام و قرآن دفاع کرده، نگذاریم دست خیانت به احکام مسلمه اسلام دراز شود». (25)
بی شک وحدت بین علماء طراز اول و مراجع در همه ازمنه می‌تواند چنین دستاوردی داشته باشد. و نباید غفلت کرد که دشمن به دلیل سیلی‌های مکرری که از دست پر قدرت علما خورده است در صدد انتقام و تلافی است. اما این بار انتقام به شکل حذف فیزیکی و ترور نیست. بلکه آلوده کردن آنها و یا وابستگان درجه اول، تهمت، افترا، ترور شخصیت و... است. و باید هوشیار بود و نقشه پلیدشان را قبل از وا خوانی آتش زد.

4-2 کار فرهنگی:
«آقایان سعی کنید در[1-]دانشگاه پرچم اسلام را بالا ببرید.[2-]تبلیغات مذهبی بکنید.[3-]مسجد بسازید.[4-] اجتماعا نماز بخوانید. تظاهر به نماز خواندن بکنید». (26)
اگر دانشگاه کاملا اسلامی شد، تبلیغات مذهبی و مساجد از جهت سخت افزاری و نرم افزاری آباد و نماز که سمبل دین است در جامعه اقامه شد...
آن وقت خواهید دید که دین چه اثری در زندگی مادی و معنوی مردم خواهد داشت.

3- توجه به مغرضین:
همیشه برای انجام هر کار ماندگار و سالم یک سلسله عوامل بازدارنده وجود دارد. حتی برای انبیاء الهی. امام بزرگوار مغرضین مقابل پیامبر (ص) را دو دسته می‌داند و می‌فرماید: «پیغمبر اسلام می‌خواست در تمام دنیا وحدت کلمه ایجاد کند...منتهی اغراض سلاطین آن وقت از یک طرف، اغراض علمای نصاری و یهود و امثال ذلک از طرف دیگر سد شد». (27)
ترس سلاطین برای از دست دادن قدرت و حکومتشان بود و ترس علمای یهود برای از دست دادن مرجعیت دینی مردم. که یک دسته از آنها با تصدیق پیامبر (ص) چون طفل صغیری خوشه چین محضرش شدند اما عده زیادی انکار کرده و گمراه شدند.

4- حفظ اسلام:
«ما اگر چنانچه این وحدت کلمه و این خاصیت که عبارت از اسلامیت است که در آن همه چیز هست، اگر این را حفظش بکنیم تا آخر با پیروزی هستیم». (28)

5- باید وحدت ایدئولوؤی باشد:
گاهی بعض افراد از «وحدت ایدئولوژی» عبور می‌کنند و برای رسیدن به مطامع فردی و حزبی خود به دنبال «وحدت تاکتیکی» هستند. امام(ره) خط بطلان بر وحدت تاکتیکی می‌زند و می‌فرماید:
«رمز پیروزی ما این است که جنبه فقط سیاسی نبود، فقط برای نفت و امثال اینها نبود. جنبه، جنبه معنوی بود، اسلامی بود.» (29)

6- وحدت فداکاری می‌خواهد:
رسیدن به وحدت رنج و زحمت دارد. ایثار و فداکاری می‌خواهد. وبه خاطر همین امر است که امام فرمود: «اسلام احتیاج به مردان وبانوان فداکار دارد». (30)
در این جمله کوتاه دو نکته مهم وجود دارد. یکی فداکاری و دیگری: توجه به جنس زن و مرد و استفاده از قابلیت‌های هر دو جنس.

7- بالا و پایین مثل هم:
آنچه برای مسئولان مهم است اینکه به دنبال زر اندوزی نباشند ( البته بنده اعتقاد دارم که مسئولان باید از امکانات و رفاهیات خوب بهره ببرند اما به شرط آنکه بر اساس جدول ارشدیت انتخاب شده باشند که در هر اداره بهترین کارمندان آنجا مسئول باشد تا بتواند با شناخت کامل به رتق و فتق امور بپردازد و گره از کار مردم باز کند. نه با بی تدبیری بر مشکلات بیفزاید. که در این صورت هر چقدر این مسئول آدم خوب و متواضعی باشد ناکارآمد وزائد خواهد بود) که نمونه مبارزه با زراندوزی در سیره عملی اهل البیت(ع) و خصوصا امام علی (ع) قابل درک و احصاء است. اما نکته مهم دیگر آنکه: رابطه دولت و مردم یک رابطه صمیمی و به دور از ترس باشد. یعنی شهروندان برای نزدیک شدن به دولتمردان و ارائه نظراتشان دچار ترس و دلهره نباشند. و به راحتی بتوانند حرفشان را بزنند.

دولتمردان هم گوش بزرگی برای شنیدن و زبان کوچکی برای گفتن داشته باشند. اگر حرف آن شخص درست بود به کار گیرند و اگر غلط، بدون آنکه حرمتش را بشکنند، توجهی نکنند.
امام در این باره سخن زیبایی دارد: «وحدت کلمه و اسلامی بودن یک مملکت این است که از آن رئیس جمهورش... تا آن کسی که آن پائین هاست اینها یک جور باشند. نه این از او بترسد و نه او توقع داشته باشد که این از او بترسد». (31)

8- ریاکاری در وحدت:
ممکن است گاهی بعضی از افراد شعار وحدت سر دهند. اما وقتی در عمل به آنها دقت می‌کنی می‌بینی که تا جایی با وحدت همراهند که به منافع خودشان آسیب وارد نشود.اما اگر قرار شد برای حفظ وحدت هزینه‌ای پرداخت کنند آن وقت از کوره در می‌روند و حرف دیگری می‌زنند.
امام امت در این باره نیز بیان داشته است: «شعار وحدت اگر با عمل همراه نباشد ریاکاری است». (32)

عمل مناسب هم با توجه به شرائط زمانی و مکانی قابل فهم است. توجه به همه ظرفیتها و منابع موجود، اِعمال همه قوانین بدون تبعیض و مصلحت اندیشی شخصی، و عدم قشری نگری به دین و ظرفیت نیروی انسانی و سایر منابع ؛ علاوه بر اینکه ایجاد وحدت نمی‌کند بلکه خود، عامل تفرقه و چند گانگی خواهد شد.
و باز امام (ره) فرموده است: اما اگر برای خودم هی می‌خواهم بکشم، اگر هم می‌گویم وحدت پیدا کنید که خودم هم به نوایی برسم، این مال شیطان است. هیچ اثری ندارد. یعنی اثر سوء دارد برای انسان». (33)

9- وحدت به اخلاص نیاز دارد:
اگر در شعار وحدت اخلاص نباشد، هرگز وحدت به وجود نمی‌آید. زیرا در وحدت انسان باید دعوت به سوی خدا کند. اما اگر اخلاص نباشد دعوت به سوی خود و خودخواهی‌ها می‌کند.
امام عزیز در این مورد نیز فرموده: «هم وحدت را حفظ کنید، وهم اخلاص را». (34)

10- رمز پیروزی انقلاب:
بدون شک رمز پیروزی انقلاب عامل تداوم و توسعه آن نیز خواهد بود. معمار بزرگ انقلاب در این زمینه فرموده است: «ما اگر توانستیم نظامی بر پایه‌های نه شرقی و نه غربی واقعی و اسلام پاک و منزه از ریا و خدعه و فریب را معرفی کنیم، انقلاب پیروز شده است». (35)
در این جمله مطالب مهمی حائز اهمیت است:

الف:ما باید نظام اسلامی را بدون نیاز و وابستگی به قدرتهای برتر دنیا سازماندهی کنیم که برای این کار باید از همه توان، دانش، تجربه، ظرفیت‌های فکری و اجرایی کشور استفاده کرد و به بهانه‌های مختلف، گروه گروه از فرزندان این ملت را کنار نزد.
ب: الگو باید اسلام ناب (پاک)باشد. اسلامی که با اجماع نظر متخصصان عالی آن فهمیده می‌شود.

ج: دوری از ریا، خدعه و فریب باید در دستور کار و سرلوحه زندگی قرار گیرد. امام (ره) در وصیتنامه خود، راز بقاء انقلاب را اینگونه بیان فرموده است:
«رمز بقاء...همان رمز پیروزی است و رمز پیروزی را ملت می‌داند...دو رکن اصلی آن: انگیزه الهی و مقصد عالی حکومت اسلامی...» (36)
خیلی جالب است که امام (ره) دانستن رمز پیروزی را به ملت نسبت می‌دهد نه دولتمردان. شاید به خاطر این باشد که با عوض شدن دولت‌ها سعی و تلاشی در جهت تعویض سیاست‌ها و فرهنگ‌ها شکل می‌گیرد اما همواره ذُکر و حافظه ملت، یاد و خاطره جان فشانی‌ها و توسل به قرآن و اهل البیت(ع) را فراموش نمی‌کند. همان عواملی که باعث پیروزی شان شد. به همین دلیل ملت به انقلاب و اسلام نزدیکتر است. و دولتمردان اگر می‌خواهند از مردم عقب نباشند باید چنین حرکتی را مشی خود قرار دهند. و تمام تلاششان را مصروف تقویت انگیزه الهی مردم کرده و اهداف عالی اسلام را بر مبنای آموزه‌های صحیح دین ترویج کنند. نه تند شوند و نه کند.نه دنبال تصوف باشند ونه تحجر. نه دنبال مقدس مآبی باشند و نه ولنگاری و...

11- تذکر به علما:
امام (ره) در دیدار با ائمه جمعه استان کرمان خطاب به آنان سه نکته را یادآور می‌شوند:
«سعی کنید وحدت را حفظ کنید. وحدت بین خودتان، وحدت بین خودتان و مسئولین، و وحدت بین خودتان و مردم». (37)
در این جمله کوتاه سه مطلب پر مغز وجود دارد:
یک: وحدت بین خود علما، که از اهمیت بسیار برخوردار است. که متأسفانه گاهی اختلافات بین آنها به واسطه نفوذ بعض افراد نزدیک به آنها صورت می‌پذیرد. که در اکثر این اختلافات معلوم شده است که آنها ذاتا با هم مشکلی ندارند اما این وظیفه تفرقه ظاهرا بر عهده بعضی از حواریون! این عزیزان است که باید به این مطلب بیشتر دقت بفرمایند...

دوم:وحدت بین علما و مسئولان اجرایی. با این توضیح که نه بخطر مخالفت خطوط سیاسی،آنها را سکه پول کرد و نه بخاطر همگرایی سیاسی اشتباهات آنان را نادیده گرفت. همواره دیدبانان امینی برای مقام معظم رهبری و ولی فقیه باشند.
سوم:وحدت بین علما و مردم. قطعا از مردمی ترین نهادها، نهاد روحانیت است. و به دلیل ارتباط تنگاتنگی که با همه اقشار مردم دارد، فاصله‌ای بین آنها و مردم نیست. امین مردم است و باید مدافع حقوق مادی و معنوی مردم باشند. خدای ناکرده اگر روزی حضورشان بین مردم کم رنگ شد و یا حمایت آنها از دولتمردان از دایره حمایت از خادمان ملت فراتر رفت و به دایره حمایتهای جناحی تبدیل شد، اهداف انقلاب و طی طریق کشتی بزرگ انقلاب با طوفانهای سهمگینی مواجه خواهد شد.

علما و حوزه‌های علمیه پاسدار راستین اسلام ناب محمدی(ص) هستند. از خادمان ملت تشکر می‌کنند اما در مورد آنها غلو نمی‌کنند. زیرا در طول تاریخ علمای شیعه صف شکن مبارزه با «غالیان» بوده‌اند.

ه: مبانی وحدت از سایر نگاه‌ها:
1- مقام معظم رهبری:
«قرآن، ما را به وحدت توصیه کرده است. قرآن، ما را تهدید کرده است که اگر اتحاد و همبستگی خودتان را از دست بدهید، آبرو و هویت و قدرت شما نابود خواهد شد». (38)
2- حضرت آیت الله فاضل لنکرانی(ره):
«این جانب به همه علما و دانشمندان و همه گروه‌ها و اقشار مذهبی و دینی توصیه می‌نمایم که به شرایط اسلام در زمان معاصر توجه نمایند...». (39)
3- سید محمد خاتمی:
«اتحاد ملی، زمینه مشارکت گسترده مردم را فراهم می‌کند». (40)
4- سید جمال‌الدین اسدآبادی:
«امیدوارم حاکم و سلطان همه ملتهای مسلمان، تنها قرآن باشد. و عامل وحدت و یگانگی آنها، دین آنها باشد». (41)
اگر چه بحت وحدت و انسجام با یک مقاله و حتی چند کتاب، حقش اداء نمی‌شود اما ظریفان نیازبه مطول خوانی ندارند و جاهلان نیز گوشی برای شنیدن ندارند.
امید است این مطلب مختصر از باب «مشت نمونه خروار» هدیه‌ای باشد تحفه درویش به محضر همه مخاطبان فهیم و دوست داشتنی مان.
والسلام
مسلم سلیمانی اهواز- 26 شهریور1386

-----------------------
پی نوشت:
1- فرهنگ فارسی عمید،عمید-حسن، امیرکبیر1384، ص1078
2- المنجد، بندر ریگی – محمد، ایران 1382، ص2152
3- فرهنگ فارسی عمید،عمید-حسن، امیرکبیر1384، ص1155
4- ارنست رنان، مجموعه آثار، پاریس1882،ج1، تعریف ملت
5- المنجد، بندر ریگی – محمد، ایران 1382، ص713

6- فرهنگ فارسی عمید،عمید-حسن، امیرکبیر1384، ص244
7- المنجد، بندر ریگی – محمد، ایران 1382، ص766
8- المنجد، بندر ریگی – محمد، ایران 1382، ص767
9- بحار الانوار، علامه مجلسی، ج68 ص310
10- قرآن کریم، سوره فتح، آیه 29

11- قرآن کریم، سوره انفال، آیه46
12- قرآن کریم، سوره رعد آیه 11
13- نهج البلاغه، ترجمه دشتی، مؤسسه امیرالمؤمنین(ع)1385، خطبه 192 ص280
14- اصول کافی، کلینی، ج2ص3
15- نهج البلاغه، ترجمه دشتی، مؤسسه امیرالمؤمنین(ع)1385، خطبه192 ص279

16 تحف العقول، ابن شعبه الحرانی ص42
17- المنجد، بندر ریگی – محمد، ایران 1382، ص1665
18- فرهنگ فارسی عمید،عمید-حسن، امیرکبیر1384، ص1009
19- نهج البلاغه، ترجمه دشتی، مؤسسه امیرالمؤمنین(ع)1385، خطبه18 ص42
20- نهج البلاغه، ترجمه دشتی، مؤسسه امیرالمؤمنین(ع)1385، خطبه39 ص64

21- نهج البلاغه، ترجمه دشتی، مؤسسه امیرالمؤمنین(ع)1385، خطبه121 ص162
22- صحیفه نور،ج1 ص46، تاریخ سخنرانی 21فروردین1343
23- --------------------------------------------
24- صحیفه نور، ج5 ص102، تاریخ سخنرانی 30بهمن1357
25- صحیفه نور، ج1 ص43، تاریخ سخنرانی 23فروردین1341

26- صحیفه نور، ج1 ص64، تاریخ سخنرانی 21 فروردین 1343
27- صحیفه نور، ج1 ص120، تاریخ سخنرانی 21 دی 1343
28- صحیفه نور، ج5 ص260، تاریخ سخنرانی 17 فروردین 1358
29- صحیفه نور، ج6 ص17، تاریخ سخنرانی 26 فروردین 1358
30- صحیفه نور، ج6 ص85، تاریخ سخنرانی 5اردیبهشت1358

31- صحیفه نور، ج8 ص18، تاریخ سخنرانی 13تیر1358
32- صحیفه نور، ج8 ص202، تاریخ سخنرانی 31تیر1358
33- صحیفه نور، ج19 ص132، تاریخ سخنرانی 1 فروردین 1364
34- صحیفه نور، ج20 ص106، تاریخ سخنرانی 5مرداد1366
35- صحیفه نور، ج21 ص21، تاریخ سخنرانی 28شهریور1367

36- صحیفه نور، ج21 ص176، تاریخ سخنرانی وصیتنامه
37- صحیفه نور، ج16 ص157، تاریخ سخنرانی 4خرداد1361
38- سخنرانی مقام معظم رهبری،مورخه6 اردیبهشت 1384
39- روزنامه جمهوری اسلامی، 27 فروردین1386
40- روزنامه جام جم، 23فروردین1386
41- سید علی رئیس کرمی، سید جمال الدین اسد آبادی؛ منادی همبستگی جهان اسلام،1382،ص231


¤ نویسنده: زینب حسنی



لیست کل یادداشت های این وبلاگ

»» منوها
[ RSS ]
[خانه]
[درباره من]
[ارتباط با من]
[پارسی بلاگ]
بازدید امروز: 0
بازدید دیروز: 0
مجموع بازدیدها: 606
 

»» درباره خودم
 

»» لوگوی خودم

 

»» اشتراک در وبلاک